تبليغاتX
با تو از خود می گویم ...

با تو از خود می گویم ...

از شب و این درد پنهان خسته ام !!!

خدايا . . .

تو را شکر می کنم که هنوز دردی  دارم

که با آن گه گاه دلم را صاف کنم

و هنوز دل شکسته ای برایم باقی است

که نغمه جان بخش تو را احساس کند ...

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 0:56 توسط نسیم 20 |


خدایا . . .

به سراغم بیا ، تیمارم کن

زخم هایم را التیام بخش و مرا یاری ده

چون تنها یاری دهنده واقعی "تو" هستی ...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:56 توسط نسیم 20 |


خدایا . . .

می دانم ، می دانم که تو مرا بیش از آنچه كه

تصور مي كنم ، دوست می داری

حتي بيشتر از تمام كساني كه مرا مي شناسند و دوست مي دارند

حتي مي دانم دلسوزتر از همه آنهايي برايم

آري خوب مي دانم تو هميشه صبورتر از

همه كساني بودي که روزی با آنها درد و دل می کردم

و به همین اشکهای روان سوگند

تو از همه رساتر پاسخم را تاكنون داده اي

ببخش مرا که وجود لحظه به لحظه ات را در زندگیم

گهگاه ناديده گرفتم و از يادت غافل بودم

تو را قسم به بزرگیت ، این احساس زیبا را ، این دل نازک را

این صدای محزون را از من نگیر و توانم بخش ، بغض هایم را

فقط در همین تنهایی هایم بشکنم تا کسی آزرده خاطر نگردد

و این اشکها را فقط در پیشگاه تو و در تنهایی بریزم

تا مبادا دلی بگیرد ...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 1:14 توسط نسیم 20 |


RSS