خدايا . . . تو را شکر می کنم که هنوز دردی دارم که با آن گه گاه دلم را صاف کنم و هنوز دل شکسته ای برایم باقی است که نغمه جان بخش تو را احساس کند ...
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 0:56 توسط نسیم 20 |
خدایا . . . به سراغم بیا ، تیمارم کن زخم هایم را التیام بخش و مرا یاری ده چون تنها یاری دهنده واقعی "تو" هستی ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:56 توسط نسیم 20 |
خدایا . . . می دانم ، می دانم که تو مرا بیش از آنچه كه تصور مي كنم ، دوست می داری حتي بيشتر از تمام كساني كه مرا مي شناسند و دوست مي دارند حتي مي دانم دلسوزتر از همه آنهايي برايم آري خوب مي دانم تو هميشه صبورتر از همه كساني بودي که روزی با آنها درد و دل می کردم و به همین اشکهای روان سوگند تو از همه رساتر پاسخم را تاكنون داده اي ببخش مرا که وجود لحظه به لحظه ات را در زندگیم گهگاه ناديده گرفتم و از يادت غافل بودم تو را قسم به بزرگیت ، این احساس زیبا را ، این دل نازک را این صدای محزون را از من نگیر و توانم بخش ، بغض هایم را فقط در همین تنهایی هایم بشکنم تا کسی آزرده خاطر نگردد و این اشکها را فقط در پیشگاه تو و در تنهایی بریزم تا مبادا دلی بگیرد ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 1:14 توسط نسیم 20 |