تبليغاتX
با تو از خود می گویم ...

با تو از خود می گویم ...

از شب و این درد پنهان خسته ام !!!

خدايا . . .

مي ترسم كه اگر به همين منوال پيش رود

ديگر شعله هاي عشق تو در وجود من

هر روز بي فروغ و بي فروغتر شود

تاجايي كه ديگر نه اشتياقي براي پرواز داشته باشم

و نه اميدي به رهايي

پس اي خداي مهربان ...

مرا از اين تكرار ، از اين يكنواختي كه

همه ي روزهاي مرا فرا گرفته است رهايي ده ...

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 0:48 توسط نسیم 20 |


خدایا . . .

اگر داشتن ، اسیر داشـــتنم می کند ، ندارم کن

اگر کاشتن ، اسیر چیدنم مـــــــــی کند ، بی کارم کن

اگر اندیشه خیانت به یاران بر سرم افتاد ، بر سر دارم کن

اگر یک لحظه به غفلتی در افتادم پیش از سقوط ، هوشیارم کن ...

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 21:29 توسط نسیم 20 |


RSS