خداوندا . . . مرا شکار شیر کن پیش از آن که خرگوشی شکار من شود خانه ام به من گفت : از من دور مشو زیرا گذشته ی تو در من بسر می برد راه به من گفت : پشت سر من بیا زیرا من آینده ی تو هستم اما من به خانه و راه ، به هر دو گفتم : نه گذشته ای دارم و نه هیچ آینده ای اگر اینجا بسر برم در پس ماندنم ، رفتنی هست و اگر بروم در پس رفتنم ، ماندنی هست زیرا تنها عشق و مرگ می توانند هر چیزی را دگرگون سازند چگونه ایمان خود را برای زنده ماندن از دست دهم ؟ من می دانم که رویای آنان که بر پر می خوابند زیباتر از رویای آنان که بر زمین می خوابند نیست و عجیب تر آن است هنگامی که از اندوه شکایت کنم ! زیرا لذت خود را در آن می یابم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 0:35 توسط نسیم 20 |