خدايا . . . به خاطر سه چيز سپاسگزارم دادنهايت ، ندادنهايت و گرفتنهايت دادنهايت را نعمت ندادنهايت را رحمت و گرفتنهايت را حكمت مي دانم ... " درگذشت پدربزرگ عزیز یکی از دوستانم رو هم به ایشون و خانواده محترمشون تسلیت میگم "
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 23:49 توسط نسیم 20 |
خدايا . . . زندگي ام را آنگونه قرار ده كه دوست مي داري و مرگم را چنانكه مي پسندي با من آن كن كه قضاي توست و بميران همان گونه كه رضاي توست همه را تو خود برايم انتخاب كن اما بگذار فقط يك چيز مطابق خواست من باشد و آن هم تويي ...
+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 23:23 توسط نسیم 20 |
خــــداونــدا . . . هـمانـا مـن بـا يـاد تـو به تـو نـزديـکی جـويـم و به وسيـله تـو از درگـاهـت شـفاعـت خـواهـم و به حـق بـخـشـندگـيـت از تـو درخواسـت می کـنم کـه مـرا به خـودت نـزديـک کـنی و سـپاسـت را بر من ارزانـی داری و يـاد خـود را در دلـم افـکـنی ...
+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 1:32 توسط نسیم 20 |
الهی . . . از گوناگونی نمودها و تحوّل دائمی پديدهها دانستم كه میخواهی در هر چيز خود را به من بشناسانی تا در هيچ چيزی نسبت به حضور تو جاهل نباشم...
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 1:19 توسط نسیم 20 |
رودها در جاری شدن و علفها در سبز شدن معنی پیدا میكنند كوهها باقله ها و دریا ها با موجها معنی پیدا میكنند و انسان ها ؛ همه انسان ها با عشق فقط عشق و اما . . . خدایا . . . بر من رحم كن بر من كه میدانم ناتوانم رحم كن باشد كه خانه ای نداشته باشم باشد كه لباس فاخری بر تن نداشته باشم باشد كه حتی دست و پایی نداشته باشم اما نباشد . . . هرگز نباشد كه در دلم عشق نباشد هرگز نباشد . . . 
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 0:52 توسط نسیم 20 |