خدایا . . . نجاتم بده از این گردابها و طوفان های زندگی نمی دونم کدوم گناهم تا این اندازه بزرگ و سنگین بوده که قبل از تموم شدن یک طوفان ، طوفان بعدی با شدت بیشتری شروع میشه این طوفان ها همه چیزم رو نابود کرده همه چیز و همه کسی که داشتم با خودش برده ترسم از اینه که ایمان و عقیده و امیدم رو هم با خودش ببره و نابود کنه خدایا نجاتم بده قبل از اینکه خیلی دیر بشه من یکی از بنده هاتم ، ایمان و صبرم مثل بهترین بنده هات نیست من نه صبر ایوب دارم ، نه محبوبیت ابراهیم من هیچی نیستم ، جز یک بنده ساده و یکی از آفریده هات ضعیفم ، ناتوانم ، بی پناهم جز تو کسی رو ندارم ، جز تو کسی نیست که بتونه کمکم کنه نکنه می خوای منو محتاج بنده هات کنی منی که مدتهاست چشم امیدم به تو و لطف تو بوده و بس من که هر حرفی رو تحمل کردم ، هر سختی رو کشیدم به امید اینکه تو کمکم کنی حالا نکنه می خوای رهام کنی و منو به حال خودم بذاری هنوز امیدم تویی ، اگه تو ناامیدم کنی کجا برم ، در خونه کی رو بزنم ، به کی پناه ببرم کمکم کن ، داره صبر و تحملم تموم میشه کمکم کن قبل از اینکه خیلی دیر بشه ...
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 20:12 توسط نسیم 20 |
خدايا ... سالهاست شوقی برای اوج گرفتن در این زمین و دنیا ندارم ياريم کن که شوق پرواز را دوباره در خود زنده کنم ...
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 18:57 توسط نسیم 20 |
خدايا . . . تو تكيهگاه منی آنگاه كه پيمودن راههای گوناگون با همه وسعت بر من دشوار شوند و فراخنای زمين بر من تنگ آيد بارالها . . . تنها تو قادری بر از بین بردن غمهايم و تنها تو قادری عيبهايم را بپوشانی و تنها تو قادری گناهانم را ببخشی و بيامرزی بر من که بنده توام ، اگر تو رحم نکنی اگر تو نبخشی و نیامرزی اگر تو پناه من و تنهایی های من نباشی چه کسی بهترین پناه دهنده ، بی پناهی من است ؟؟؟ چه کسی ؟وقتی می دانم تویی پناه همه بی پناهان پناهم ده که بی پناهم ...
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 11:52 توسط نسیم 20 |