تبليغاتX
با تو از خود می گویم ...

با تو از خود می گویم ...

از شب و این درد پنهان خسته ام !!!

الهي . . .

چو تو حاضري چه جويم

و چو تو ناظري چه گويم ؟!...

الهي . . .

چگونه گويم نشناختمت که شناختمت

و چگونه گويم شناختمت که نشناختمت ؟!...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 2:2 توسط نسیم 20 |


خدایا . . .

آنچنانم کن که بتوانم در تنهایی هایم ، در دردهایم ، در زمین خوردگی هایم

فقط دست تو را حس کنم که التیام بخش دردهای منی
خدایا نگذار هیچ گاه از یادت غافل شوم ...

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 0:13 توسط نسیم 20 |


خدايا . . .

خوشا آنان كه از زلال سرچشمه خضوع مي نوشند

و در باران فروتني نماز خاشعانه مي خوانند . . .

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 0:15 توسط نسیم 20 |


RSS