خدايا . . . كی پنهان بودهای تا آشكار نمودنت محتاج دليل باشد و كی دور بودهای تا آثار خلقتت موجب وصول به سوی تو باشد چگونه نوميد گردم در حالی كه تو آرزوی منی؟ و چگونه سبك شمرده شوم با اينكه اتكالم بر توست؟
معبودا . . . 
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 0:5 توسط نسیم 20 |
خدای من ... سال ۸۸ رو برخلاف تمامی سالهای زندگیم دور از تنها نفس زندگیم ( مادرم ) گذروندم دور از همه چیز و همه کس سال جدید رو شروع کردم تا شاید بتونم مرحمی برای از یاد بردن گذشته ها و آغاز و شروعی تازه توی زندگیم پیدا کنم اما باز هم به هر جا و هرکس و هر چیزی که نگاه می کنم هیچ مرحمی و هیچ کمکی و هیچ امیدی در دلم جا باز نمی کنه جز تو که می دونم در هر شرایط و هر لحظه ای همراه و یاری دهنده منی پس دست یاری و نگاه پر محبتت رو از من برندار و من رو در همه حال و همه جا و همه وقت یاری کن و به من اجازه نده لحظه ای از یاد و ذکر تو غافل بشم ... بی گمان تو که آفریننده منی ، من و تمامی بنده هات رو فراموش نمی کنی به من و تمامی بنده هات هم این لطف رو عطا کن تا تو رو در هیچ لحظه ای از یاد نبریم و شکرگذار تو و نعمت های بی شمار تو باشیم ...
+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 23:37 توسط نسیم 20 |