تبليغاتX
با تو از خود می گویم ...

با تو از خود می گویم ...

از شب و این درد پنهان خسته ام !!!

خدایا . . .

نعمت دادی ، احسان كردی ، زیبایی بخشیدی ، فضیلت دادی
روزی عنایت كردی ،توفیق دادی ، پناه دادی
حمایتم كردی و از گناهانم پرده پوشی كردی
اگر آنچه تواز من می‌دانی ، دیگران نیز می دانستند
هرگز به روی من نگاه نمی كردند و طردم مینمودند

ولی تو همواره پرده پوشی كردی ، آری ...
من آنم که جهل ورزیدم ، من آنم که به سهو مبتلا شدم

من آنم که به خود اعتماد کردم ، من آنم که به گناهانم برگشتم

خدایا . . .

همین من توبه كردم و به درگاهت برگشته‌ام

می دانم كه با آغوش باز از من استقبال می‌كنی
چون هر چه باشد ، تو خدای منی ...

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 0:31 توسط نسیم 20 |


الهی . . .

در سر آب دارم ، در دل آتش
در باطن ناز دارم ، در
 
ظاهر خواهش
در دریایی نشستم که آن را کران نیست

 به جان من دردیست که آن را درمان نیست

دیده من بر چیزی آمد که وصف آن را زبان نیست

تو یاریم کن تا نجات یابم از تمامی دردهایی که در دل دارم ...

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 1:56 توسط نسیم 20 |


RSS