تبليغاتX
با تو از خود می گویم ...

با تو از خود می گویم ...

از شب و این درد پنهان خسته ام !!!

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نياز

مي کشم ناز يکي تا به همه ناز کنم

پروردگارا . . .

خود را تقديم تو ميدارم

از من ساز آنچه خود اراده کني

از اسارت نفس رهايم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم

مشکلاتم را بگير تا پيروزي بر آنها شهدي باشد

براي کساني که با قدرت تو ، عشق تو و راه تو ياريشان خواهم داد

باشد که هميشه بر اراده ي تو گردن نهم ...

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 2:12 توسط نسیم 20 |


خدای من . . .

چقدر لحظه های تنهایی من زود گذشتند

از روزهایی حرف میزنم که ... آره

بذار امروز باز هم مرور کنم همه خاطرات سه سال گذشته رو 

درسته ، شاید بهتره از سه سال گذشته چیزی نگم و ننویسم

شاید بهتره نگم چه روزهای سختی داشتم

خیلی سخت بود ، عادت کردن به نبودنش

خیلی سخت بود ، عادت کردن به نشنیدن صداش

خیلی سخت بود ، انتظار ، انتظار گذر لحظه ها و عادت به همه چیز  

اما گذشت و امروز 11 خرداد سال 88 ، روز تولدشه

چند ماهی هست وارد چهار سال دوری و جدایی شدم

و این چهارمین سال تولدشه که تنهایی جشن میگیرم ، بدون حضورش

دلم میخواد بغضم رو یکجوری بشکنم

اما می ترسم همراه این بغض ، دلی بشکنه که سعی کردم

یکجا تیکه های شکسته اش رو جمع کنم ، ترسم از شکستن دل خودمه

شاید خودخواهی باشه ، می دونم ممکنه همراه این نوشته دل خیلی ها رو بشکنم

شاید همراه این نوشته که با تو میگم و برای تو از خودم می نویسم

دل تو رو هم بشکنم ، که هنوز به یادشم 

اما امروز آمدم هم تولدش رو تبریک بگم و هم از تو تشکر کنم

از اون بالا ببین منو ، ببین که چه طور تحمل کردم

اگه یاد و ذکر تو الهه ذهن و قلب من نمی شد

چطور تحمل می کردم این سه سال رو ؟!!

خدایا . . .

شکرت ، به خاطر همه لحظه هایی که کنارم بودی و تنهام نذاشتی

" م ... تولدت مبارک "

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 14:38 توسط نسیم 20 |


خداوندا . . .

دعای مرا که به سوی توست ، بپذیر
به ندایم توجه کن  ، به زاریم رحم آور
و صوتم را شنونده باش
و رشته امید مرا از خود مگسل
و پيوند توسلم را از خويش قطع منماى
زيرا كه تویى صاحب رحمت پهناور و كرم سرشار ...

+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 1:27 توسط نسیم 20 |


RSS