خدایا . . . اگر چنان زار بگريم که مژه هايم بريزد و آنسان مويه و ناله کنم که بانگ من به خموشی گرايد و برآستان جلالت بايستم که پاهايم متورم شود و آنگونه قامت خم کنم (در رکوع شوم) که استخوان هاي پشتم از جايش بيرون شود و سر به سجده گذارم که ديدگانم از جاي بر آيد و همه ي روزگار زندگي ام جز خاک نخورم و تا واپسين روز جز آب خاکستر ننوشم و همواره به ياد و ذکر تو گويا باشم که زبانم از سخن بازماند و از خجالت تو چشم به آسمان نگردانم باز شايسته ي آن نيستم که گناهي از گناهانم را بزدايي ... ( بخشی از مناجات امام سجاد )
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 22:26 توسط نسیم 20 |