تبليغاتX
با تو از خود می گویم ...

با تو از خود می گویم ...

از شب و این درد پنهان خسته ام !!!

اي خداي من . . .

روان شدن اشکم را از ترست و نگراني ام را از عظمتت

پريشاني دلم را و لرزيدن اندامم را از شکوه و بزرگواري ات مي بيني

همه ي اينها از شرمندگي کردار بد خويش است

و از اين رو صداي تضّرع و زاري ام خموشي گرفته

و زبان راز و نياز با تو ام کند گرديده است

رحمی از عنایتت بر من نما ...

( بخشی از مناجات امام سجاد )

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 0:40 توسط نسیم 20 |


RSS