تبليغاتX
با تو از خود می گویم ...

با تو از خود می گویم ...

از شب و این درد پنهان خسته ام !!!

مهربانا . . .

مقیم خانه ات می شویم

و همه چیز را رها می کنیم تا چند روزی

تمام لحظه هایمان رنگ و بوی تو را بگیرد ...

تا آخرین روز این ماه کمکمون کن تا از نو متولد بشم

تا به خودمون بیایم و با تمام وجود از برکات این ماه استفاده کنیم ...

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 23:0 توسط نسیم 20 |


خدايا . . .

سفره بنده‌نوازی‌ات را گشوده‌ای و فرصتی عطا كرده‌ای

تا ميهمانت شويم و بخشايش تو ذرات وجودمان را سيراب كند

پروردگار مهربان و بخشنده . . .

از تو می‌خواهم قدرتی به ما عطا كنی

تا سفره دلهايمان را آن‌گونه كه سزاوار بزرگی توست

آماده اين بخشش و بزرگواری سازيم...

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 1:17 توسط نسیم 20 |


خدای من . . .

آهنگ تو کردم و امیدم را از روی اعتماد به سوی تو آوردم

و دانستم مسئلت های بسیار من در برابر توانگری تو کم است

و خواهش های عظیم من در برابر وسعت رحمت تو کوچک است

و کرم تو از مسئلت احدی تنگ نمی گردد

و دست تو در بخشش ها از هر دستی بالاتر است

باز می گردم به سوی تو در چنین حالتی ...

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 0:40 توسط نسیم 20 |


خداي من . . .

من همان بنده ي تو ام

که او را به دعا امر فرمودي و گفت: «اطاعت مي کنم و فرمانت به جا مي آورم»

اينک من اي پروردگار بنده اي که در پيشگاهت افتاده

منم آنکه خطاها پشتش را سنگين کرده

و منم آنکه گناهان عمرش را به سر رسانده

و منم آنکه با ناداني تو را نافرماني کرده

حال آنکه تو شايسته ي نافرماني نبودي

آيا تو اي خداي من به هر که تو را بخواند رحم کننده اي تا در دعا بکوشم ؟

يا هر که را در پيشگاهت گريه کند آمرزنده اي تا در گريستن بشتابم ؟

يا به هر کسي که به خواري در درگاهت روي خود را بر خاک سايد بخشنده اي؟

يا هر که را که با توکل از فقر بي چيزي به تو شکوه کند بي نياز کننده اي؟

بار خدايا . . .

بر محمّد و آل او درود فرست و از من روي مگردان

در حالي که به تو روي آورده ام و نوميدم مفرما

زيرا به تو دل داده ام و دست رد بر پيشاني ام مزن

اکنون که در پيشگاهت ايستادام ...

( بخشی از مناجات امام سجاد )

+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 0:53 توسط نسیم 20 |


RSS