تبليغاتX
با تو از خود می گویم ...

با تو از خود می گویم ...

از شب و این درد پنهان خسته ام !!!

خداوندا . . .

حال که مرا به پرده پوشي خود پوشاندي و رسوايم نکردي

و با بخشش من با من خوش رفتاري نمودي و در کيفرم شتاب نکردي

و به فضل و احسان خويش درباره ي من بردباري نمودي

و نعمتت را از من نگرفتي و احسانت را بر من تيره نساختي

پس بر بسيار زاري و سخت زمين گيري ام و بدي جايگاهم رحم فرما ...

( بخشی از مناجات امام سجاد )

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 22:51 توسط نسیم 20 |


اي خداي من . . .

نادان تر از من به صلاح خود کيست ؟

و فراموش کارتر و غافل تر از من به نصيب و حفظ خويش کدام انسان است ؟

و چه کسي از من از اصلاح و سازگار نمودن نفس خويش دورتر است ؟

در حالي که تو روزي ام دادي و من آن را در آنچه تو از آن بازداشتي صرف مي کنم

و کيست در نادرستي از من غوطه ورتر و بر انجام بدي سخت سر و خيره سر تر؟

هنگامي که بين دعوت تو به سعادت و دعوت شيطان به شقاوت قرار مي گيرم

پس دعوت شيطان را نه از روي نابينايي در شناختن او

و نه از روي فراموشي او مي پذيرم

در صورتي که باور دارم سرانجام دعوت تو به سوي بهشت

و سرانجام دعوت او به سوي آتش دوزخ است

ای منزّه و پاک !

چه شگفت آور است که من بر ضد خود گواهي مي دهم

و کار پنهاني خويش را شمارش مي نمايم

و شگفت تر از آن بردباري تو درباره ي من

و درنگ تو از زود به کيفر رسانيدن من است

اين نه به دليل گرامي بودن من نزد توست

بلکه مدارا و خوش رفتاري و احسان توست بر من

تا از گناهي که خشم تو را بر مي انگيزد دست بردارم

که عفو من نزد تو ، از به کيفر رسانيدن من خوشايند تر است...

( بخشی از مناجات امام سجاد )

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 0:45 توسط نسیم 20 |


RSS