خدايا . . .
امشب گاهي باهات حرف زدم
گاهي سكوت كردم و گاهي اشك ريختم
اما باز هم به تو گفتم حرفهام رو
در خونه ي كس ديگه اي رو جز تو نزدم
درسته تو خسته نميشي از من و حرفهام
اما من خسته ميشم از اين همه حرفهاي گفته و نگفته خودم
از تو نه خسته شدم نه نااميد ولي از خودم خسته شدم
شنيدم ميگن اين جور وقتها به خدا بگيد
" خدايا . . .
عيب نيست من دست خالي پيش تو ميام
آخه من بنده تو هستم
اما عيبه از پيش تو دست خالي برگردم "
هر چي باشه تو خدايي و من بنده
تو بزرگي و من نيازمند و محتاج
فقط بدون نااميد نميشم، باز هم ميام
اما از خودم خيلي خسته شدم
با خودم چيكار كنم ؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 0:31 توسط نسیم 20 |
خداوندا . . .
کمکم کن تا آیندگان از من سرمشق بگیرند
به جای اینکه عبرت بگیرند ...

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 0:12 توسط نسیم 20 |
خداي من . . . مرا تنها و به خودم وا مگذار که بدون تو و بدون ياد تو تک ستاره سوخته آسمانهاي تنهايي بيش نيستم...
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 0:1 توسط نسیم 20 |