تبليغاتX
با تو از خود می گویم ...

با تو از خود می گویم ...

از شب و این درد پنهان خسته ام !!!

خدايا . . .

امشب گاهي باهات حرف زدم 

 گاهي سكوت كردم و گاهي اشك ريختم

اما باز هم به تو گفتم حرفهام رو

در خونه ي كس ديگه اي رو جز تو نزدم

درسته تو خسته نميشي از من و حرفهام

اما من خسته ميشم از اين همه حرفهاي گفته و نگفته خودم

از تو نه خسته شدم نه نااميد ولي از خودم خسته شدم

شنيدم ميگن اين جور وقتها به خدا بگيد

" خدايا . . .

عيب نيست من دست خالي پيش تو ميام

آخه من بنده تو هستم

اما عيبه از پيش تو دست خالي برگردم "

هر چي باشه تو خدايي و من بنده

تو بزرگي و من نيازمند و محتاج

فقط بدون نااميد نميشم، باز هم ميام

اما از خودم خيلي خسته شدم

با خودم چيكار كنم ؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 0:31 توسط نسیم 20 |


خداوندا . . .

کمکم کن تا آیندگان از من سرمشق بگیرند

به جای اینکه عبرت بگیرند ...

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 0:12 توسط نسیم 20 |


خداي من . . .

مرا تنها و به خودم وا مگذار

که بدون تو و بدون ياد تو تک ستاره سوخته

آسمانهاي تنهايي بيش نيستم...

 

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 0:1 توسط نسیم 20 |


RSS