تبليغاتX
با تو از خود می گویم ... -

با تو از خود می گویم ...

از شب و این درد پنهان خسته ام !!!

خدایا . . .

یک روز آزاداش گذاشتم و به تو سپردمش

کسی که به تو سپردم و آزادش گذاشتم ، چطور امرور طلب کنم از تو

وقتی دیگه خواستنش یک جور گناه و دور از معرفت اولیه

پس باز هم مراقبش باش

برای من حک شدن اسمش و یاد و خاطره اون توی قلب و ذهنم کافیه

مراقبش باش ، آخه اگه بشکنه من و دلم با هم می شکنیم

مراقبش باش که اون بهترین خاطره منه و بهترین هدیه تو به من  ...

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 22:49 توسط نسیم 20 |


RSS